
مرکز ملی هنر و فرهنگ ژرژ پمپیدو – پاریس
ایده ی ایجاد مجموعه
در سال 1969 ، " ژرژ پمپیدو" رئیس جمهور فقید فرانسه تصمیم به ایجاد مرکز عظیمی گرفت که با در بر گرفتن که با در بر گرفتن تمام فعالیت های هنری و فرهنگی معاصر ، بتواند راهگشای اکثریت مردم برای تماس با هنر های معاصر باشد.
قبلا " آندره مالرو" نیز تصور بنایی بنام موزه ی قرن بیستم را کرده بود و در نظر داشت اجرای آن را به " لوکوربوزیه" واگذار کند.
هدف برنامه ، پایان دادن به ساختمان موزه در محتوای کلاسیک کلمه بود. در حقیقت ، موزه ، دیگر تنها به عنوان محل جمع آوری آثار جلوه گر نیست ، بلکه به عنوان محلی است پر ارزش تر، جایی که در آن عقاید بتوانند با یکدیگر برخورد کنند ، جنبش های هنری خود نمایی کنند و یا بررسی ها و پژوهش هایی انجام گیرد. و با این ترتیب مسئله به خلق فضایی منتهی می شود که در آن رابطه ی جدیدی بین اثر یا هنرمند با مردم بوجود آید ، و فاصله ی قراردادی کلاسیک بین بیان های مختلف از میان برود و بیننده تصویر جدیدی از هنر و خلاقیت بیابد.
تجمع کتاب ، هنرهای تجسمی ، معماری ، موسیقی ، سینما و نوگراییهای صنعتی در یک محل و امکان برخورد دادنشان و در نتیجه ثبت اثرات هر یک بر دیگری ، فکری بود در نوع خود بی سابقه ... آزمایشی که تا بحال فرهنگ وهنر به خود ندیده بود.
مراحل شروع و اجرای طرح "بوبورگ"
ژوئیه 1971 : انتخاب برنده ی مسابقه ی بین المللی.
1972 : آغاز خاک برداری.
ژوئیه ی 1972 : آغاز پی ریزی.
دسامبر 1973 : شروع ساختمان طبقات زیرین.
اوت 1974 : تصمیم "ژیسکاردستن" به متوقف کردن "مرکز صدابرداری" و کاستن بودجه و تغییر طرح.
اکتبر 1974 : شروع ساختمان اسکلت فلزی.
ژوئیه 1975 :پایان اسکلت فلزی.
فوریه 1975 : شروع کارهای داخلی.
ژانویه 1977 : افتتاح توسط "ژیکاردستن"
ژوئیه 1977 : پایان کامل مرکز.
مشخصات:
مجموع سطح زیر بنا :100000 متر مربع.
تعداد طبقات : 6 طبقه و هر یک با ارتفاع 7 متر.
ارتفاع ساختمان : از طبقه ی همکف 42 متر ، از سطح زمین 47 متر.
ابعاد : 166 متر طول ، 60 متر عرض.
مصالح به کار رفته : 13500 تن آهن و بتن مسلح ( برج ایفل : 7500 تن )
هزینه ی نکهداری سالیانه : 65 میلیون مارک ( بیش از بودجه ی سالیانه ی کلیه ی موزه های فرانسه.)
مسابقه ی بین المللی
بخاطراهمیت خاص این اثر ، اجرای آن نمی توانست یک مرحله ی عادی را طی کند، به این دلیل از همان ابتدا ، در نظر بود که اجرای آن از طریق یک مسابقه ی بین المللی انجام گیرد. در ژوئیه ی 1970 کمیسیون خاصی برنامه ی این مسابقه را طرح ریزی کرد وهیات ژوری توسط رئیس جمهوری انتخاب شد.
این هیات مرکب بود از :
ژان پرووه .......رئیس
کائتن پیکن ........ معاون
و همچنین سه معمار بزرگ دنیا :
فیلیپ جانسون از آمریکا
امیل آیو از فرانسه
اسکار نیمایر از برزیل
باضافه ی چند تن از بزرگان موزه و کتابداران معروف از کشورهای مختلف دنیا.
این هیات ، برای ارزشیابی دقیق این قضاوت دشوار ، انتخاب خود رابر اساس اصول زیر قرار داد:
1. هماهنگی محتوای معماری با برنامه ی پیشنهاد شده.
2. کیفیت آمیزش طرح با محله ی مربوطه ، چه از نظر زیبایی فیزیکی و چه از نظر عملکرد و ارتباط.
3. ترکیب معمارانه ی سطوح و حجم های گوناگون در رابطه با عملکرد های مختلف.
4. هماهنگی و رابطه ی فضاهای پیشنهاد شده با فعالیت های پیش بینی شده در برنامه.
5. سهولت ارتباط بین فعالیت ها.
6. انعطاف پذیری فضاها به منظور جوابگویی با احتیاجات در آینده.
7. وضوح وسادگی فضاهای ارتباطی به خصوص از نظر مراجعه کننده .
8.سادگی تکنیک ساختمان و امکان صنعتی کردن اجرای آن.
برنده ی اول مسابقه
با وجود مهلت کم نام نویسی و نهیه ی طرح ، تعداد 1700 نفر ، یا گروه ، آمادگی خود را برای شرکت در مسابقه اعلام کردند، از این میان 681 طرح به کمیته ی ژوری تحویل شد ، که 491 طرح از کشور های مختلف ارسال شده بود.
هیات ژوری در ژوئیه 1971 با هشت رای موافق و یک رای مخالف طرح راجرز – پیانو را به عنوان برنده ی اول اعلام کرد.
برنامه ریزی
اجرای این مرکز در عصر صنعتی پیشرفته ، زمانیکه چگونگی عملکرد و استفاده از یک ساختمان اهمیتی بیش از پیش پیدا کرده ، این سوال را مطرح می کند که آیا هنوز معمار به همان مفهوم سابق یعنی "هنرمند الهام گر" کسیکه در گوشه ی لنزوای خود با الهام از تخیلاتش به خلاقیت می پردازد ، باقی می ماند؟
پیچیدگی غیرقابل تصور طرح و اجرای چنین بناییشکل کلاسیک مداخله ی افراد مختلف ، یعنی "معمار ، صاحبکار ، استفاده کننده" را بی اثر می نماید.
برنامه ریزی این مرکز به وسیله ی یک گروه به سرپرستی آرشیتکت ، محاسب و برنامه ریز فرانسوی "فرانسوا لمبارد" با یک طرح اولیه که در اختیار شرکت کنندگان در مسالقهقرار داده شد، شروع گردید.
"....سیمای شهر پارس به عنوان شهر هنر و تاریخ در جهان رو به زوال و خاموشیست." این جمله نتیجه ی تحقیقاتی بود که توسط موسسات بزرگ فرانسوی و خارجی بعد از درخواست انجمن شهر پاریس انجام گرفت. در متن گزارش به خصوص تایید می شود که در زمینه ی فعالیت های هنری و روشنفکرانه ، پاریس نتوانسته ماند دیگر شهر های دنیا ،خود را با فرهنگ جمعی که نتیجه ی جامعه ی صنعتی امروز است، هماهنگ نماید.
این فضای خالی با ساختمان بسیار مهم مرکز ملی هنر و فرهنگ در حال پر شدن است. برنامه ریزی این مرکز بر مبنای دو نوع فعالیت مختلف در نظر گرفته شده :
1. فعالیت هایی که به طور دائم در اختیار مردم قرار می گیرند.
2. فعالیت هایی که موقتی هستند و قابل تبدیل و تبادلند.
از نوع اول این فعالیت ها می توان کتابخانه ی عمومی و موزه ی ملی هنر های مدرن را نام برد:
* کتابخانه با وسعت 1500 متر مربع گنجایش 1200 مراجعه کننده در آن واحد دارد و می تواند حدود یک میلیون جلد کتاب در زمینه های مختلف در اختیار آنان قرار دهد.
* موزه ی ملی هنر های مدرن با همان اندازه وسعت آثار هنری جدید را به بهترین وجهی به نمایش عموم می گذارد و دارای ضمیمه ای در حدود 2000 متر مربع نمایشگاه ، در هوای آزاد است.
فعالیت های نوع دوم با دینامیزم بیشتر زمینه های مختلفی را شامل می شود:
* سالن بزرگ انتشارات و آخرین فعالیت ها ، همجوار کتابخانه ، جائیکه مراجعه کننده کلیه ی روزنامه ها ، مجلات ، گزارش های سراسر دنیا و همینطور آخرین کتاب های چاپ شده را در دسترس خواهد داشت.
* مرکز نوگرایی های صنعتی که به شهر سازی ، معماری ، طراحی صنعتی ، گرافیک و…. تخصیص داده شده و با برگزاری نمایشگاه هایی در این محل ، بیننده بهتر در جریان تحولاتی که هر دوره در جریان است قرار می گیرد. ازطرف دیگر مدارک کاملی در زمینه ی تولیدات مصرفی در اختیار مردم خواهد بود و تحقیقات گوناگونی در زمینه ی برنامه ریزی جهت احتیاجات آینده و طریق جوابگویی به این نیاز ها ، انجام خواهد گرفت.
* گالری هنر های تجربی معاصر ، شامل 1150 متر مربع فضای سر پوشیده و 1000 متر مربع در هوای آزاد که به نمایش مهمترین گرایش های هنری اختصاص داده شده است.
* یک فضای بزرگ نمایشگاه موقتی به وسعت 3500 متر مربع .
* یک مجموعه از سالن های نمایش و تجمع به وسعت 2400 متر مربع.
* یک مرکز تحقیقات "آکوستیک – موزیک" ، این مجموعه را کامل می کند. این مرکز که به وسیله ی موسیقی دان فرانسوی "پیر بولز" اداره می شود ، قطب جاذبه ای خواهد شد برای کلیه ی موسیقی دان ها و پژوهشگران موسیقی ، در این محل مدرن ترین وسائل موسیقی – آکوستیک در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت که هر کدام در نوع خود منحصر به فرد است.
این فهرست از فعالیت ها که به منظور امکان دادن به برخورد انسان و ایده ها به وجود آمده ، به وسیله ی فضاهای ارتباطی و پذیرش با یکدیگر در تماس هستند تا مراجعه کننده در این "معبد هنر" به مسیر دلخواه راهنمایی شود.
به این مجموعه یک کارگاه و محل نگهداری برای بچه ها و آخرین طبقه یک رستوران و یک کافه تریا با دید وسیع وخاص خود بر پاریس ، اضافه می شود. این ساختما با کلکسیون هایی که در اختیار دارد، به تدریح به بزرگترین موزه ی هنرهای معاصر دنیا تبدیل خواهد شد.
طرح انتخاب شده
با انتخاب طرح برنده و مشخص شدن اساس فرم معماری ، وظیفه ی بعدی برنامه ریز در رابطه با هدف های بیشمار موجود و جدید ، به مرحله ی نهایی در آوردن طرح دقیقی بود، قابل اجرا و روشن کننده ی کلیه ی مراحل اجرائی که در آن مفهوم معماری مورد نظر با پیچیدگی عملکرد عناصر مورد مطالعه قرار می گیرد.
ساختمان بر اساس طرح برنده ، به صورت حجم عظیمی نتیجه شده بود که انعطاف پذیری داخل به وسیله ی تجهیزات متحرک و متنوع تامین می شد.به دلیل تبادل عملکرد بین این تجهیزات که در اثناء زندگی این مرکزتغییر فرم ومکان می دهد، لزوم یک هماهنگی در یک سیتم واحدانعطاف پذیر مورد مطالعه ی دقیق برنامه ریز قرار گرفت.
هدف طراحان ایجاد مرکزی بود که انسان ، با علاقه به آنجا رفت و آمد کند و با میل در آنجا توقف نماید به این منظو ایجاد اتمسفر "خانه ی باز" که در داخل هدف طراحان بود، قرار بود دردر خارج بنا نیز به کمک نما سازی بدست آید.
ولی به نظر می آید که این مساله با مساحتی که برای پروژه در نظر کرفته شده بود در تضاد بود. (100000 متر مربع زیر بنا و تاثیر آن بر حجم ساختمان)
بسیاری از طراحان شرکت کننده ، تمام مساحت زمین موجود را زیر بنا قرار داده بودند، تا از به وجود آمدن حجم های بزرگ و نامطبوع نسبت به محیط اطراف جلو گیری کنند.
"پیانو" و "راجرز" با طرح خود راهی مخالف این راه را دنبال کردند. طرح پیشنهادی آنها فقط نصف زمین مورد استفاده را زیر بنا گرفته بود.آنها با قرار دادن مساحت وسیع روی یکدیگر موفق به بدست آوردن فضای بزرگ و بازی شدندکه فعالیت های ناگهانی را در محوطه ی سرباز "پیاتزا" و در داخل ، امکان پذیر می ساخت و از طرفی با فرو رفتگی بنا در زمین اطراف ، موفق به تداخل در قسمت بیرونی و درونی بنا نیز شدند.
طرح ، تشکیل شده از حجم عظیمی از فلز وشیشه و ضمن داشتن سادگی خاصی در ایده ی کلی ، دنیاییست از ریزه کاری ها و جزئیات مطالعه شده.
اسکلت ساختمان ، ساده و قابل مشاهده ، از خارج است و در قسمت نما ها به وسیله ی شبکه های فلزی پوشیده شده است. پوشش دهانه های 48 متری اجازه میدهد که سطح هایی به وسعت 550 تا 7500 متر مربع ، بدون هیچ اسکلت داخلی در دسترس فعالیت های مختلف قرار گیرد.
تشریح ساختمان
مرکز ملی هنر و فرهنگ ژرژ پمپیدو از نظر کنرکسیون ، به دو قسمت متفاوت تقسیم می شود :
1. بخش زیر بنای ساختمان بتن آرمه و کاملا کلاسیک.
2.بخش اسکلت اصلی ساختمان ، فلزی و برعکس حالت اول یک مطالعه ی کاملا نو.
بخش اول ، شامل سه طبقه جهت تاسیسات و سرویس های مختلف که مستقیما در زیر ساختمان قرار دارد ، و شش نیم طبقه جهت پارکینگ که در زیر حیاط جلوی ساختمان حفر شده است. اسکلت این بخش از ستون و دال بتن آرمه استو تا طبقه ی همکف ساختمان از ستون و پوتر های پیش ساخته ، اجرا گردیده است. فونداسیون اسکلت فلزی که شامل 14 جفت دیواره ی بتن آرمه به ابعاد یک متر در 9 تا 11 متر است ، از این بخش عبور کرده و باری حدود 15000 تن را حمل می کند.
بخش دوم ف اسکلت اصلی ساختمان ، با ظاهری بسیار ساده و واضح ، بر اساس تکنیکی کاملا پیشرفته با فواصل 8/12 متر است . ستون ها پر و از فلز قالب گیری شده به قطر 850 میلیمتر و ضخامت دیوار ستون از 40 تا 85 میلیمتر متفاوت است . این ستون ها از سه المان ساخته شده اند:
المان اول که حکم پایه ی زیرین را دارد ، تا ارتفاع 5 متری بالا می آید.
المان دوم به طول 23 متر به وسیله ی یک اتصال مفصلی بر روی المان اول قرار می گیرد.
المان سوم به طول 21 متر بر روی المان دوم جوش خورده است.
پوتر ها به شکل خرپا هر یک به وزن 70 تن به طول 45 متر وارتفاع سه متر در کارخانه ی کروپ آلمان ساخته شده است. محور فوقانی پوپر از دو لوله ی تو خالی به قطر 419 میلیمترو فاصله ی ( محور تا محور ) 500 میلیمتر و محور تحتانی پوتر از دو میله ی ( توپر ) به قطر متغیر 160 تا 225 میلیمتر تشکیل شده است.
یکپارچگی پوتر به وسیله ی میله های تو پر در جاهای کششی و لوله های تو خالی برای قسمت های فشاری که دو محوررا به یکدیگر متصل می سازند، تامین می شود. بار وارده بر پوتر ها به وسیله ی یک اتصال مفصلی با المان هایی به نام ژربرت * که جدار ثانی بنا را نیز تحمل می کنند ، به ستون های اصلی منتقل می شود. این امان ها به وزن 15 تن و به طول 8 متر از فلز یکپارچه ی قالب گیری شده تهیه گردیده است.
فشار های جانبی از سه جهت اصلی خنثی می شوند :
در جهت عرضی ساختمان بر روی دیوار اصلی ، توسط سه محور عمودی مثلث شکل، هر یک ، محود فوقانی پوتر هر طبقه را به محور تحتانی پوتر طبقه ی دیگر متصل می کند.
در جهت طولی ساختمان به صورت ضربدر و متصل به دماغه ی خارجی ژربرت بین هر دهانه و به ارتفاع هر دو طبقه.در جت افقی ساختمان در هر دو طبقه و در دو محور ، یکی محور های ژربرت و دیگری دماغه ی خارجی انها را به یکدیگر مرتبط می سازد.
ایده ی ایجاد مجموعه
در سال 1969 ، " ژرژ پمپیدو" رئیس جمهور فقید فرانسه تصمیم به ایجاد مرکز عظیمی گرفت که با در بر گرفتن که با در بر گرفتن تمام فعالیت های هنری و فرهنگی معاصر ، بتواند راهگشای اکثریت مردم برای تماس با هنر های معاصر باشد.
قبلا " آندره مالرو" نیز تصور بنایی بنام موزه ی قرن بیستم را کرده بود و در نظر داشت اجرای آن را به " لوکوربوزیه" واگذار کند.
هدف برنامه ، پایان دادن به ساختمان موزه در محتوای کلاسیک کلمه بود. در حقیقت ، موزه ، دیگر تنها به عنوان محل جمع آوری آثار جلوه گر نیست ، بلکه به عنوان محلی است پر ارزش تر، جایی که در آن عقاید بتوانند با یکدیگر برخورد کنند ، جنبش های هنری خود نمایی کنند و یا بررسی ها و پژوهش هایی انجام گیرد. و با این ترتیب مسئله به خلق فضایی منتهی می شود که در آن رابطه ی جدیدی بین اثر یا هنرمند با مردم بوجود آید ، و فاصله ی قراردادی کلاسیک بین بیان های مختلف از میان برود و بیننده تصویر جدیدی از هنر و خلاقیت بیابد.
تجمع کتاب ، هنرهای تجسمی ، معماری ، موسیقی ، سینما و نوگراییهای صنعتی در یک محل و امکان برخورد دادنشان و در نتیجه ثبت اثرات هر یک بر دیگری ، فکری بود در نوع خود بی سابقه ... آزمایشی که تا بحال فرهنگ وهنر به خود ندیده بود.
مراحل شروع و اجرای طرح "بوبورگ"
ژوئیه 1971 : انتخاب برنده ی مسابقه ی بین المللی.
1972 : آغاز خاک برداری.
ژوئیه ی 1972 : آغاز پی ریزی.
دسامبر 1973 : شروع ساختمان طبقات زیرین.
اوت 1974 : تصمیم "ژیسکاردستن" به متوقف کردن "مرکز صدابرداری" و کاستن بودجه و تغییر طرح.
اکتبر 1974 : شروع ساختمان اسکلت فلزی.
ژوئیه 1975 :پایان اسکلت فلزی.
فوریه 1975 : شروع کارهای داخلی.
ژانویه 1977 : افتتاح توسط "ژیکاردستن"
ژوئیه 1977 : پایان کامل مرکز.
مشخصات:
مجموع سطح زیر بنا :100000 متر مربع.
تعداد طبقات : 6 طبقه و هر یک با ارتفاع 7 متر.
ارتفاع ساختمان : از طبقه ی همکف 42 متر ، از سطح زمین 47 متر.
ابعاد : 166 متر طول ، 60 متر عرض.
مصالح به کار رفته : 13500 تن آهن و بتن مسلح ( برج ایفل : 7500 تن )
هزینه ی نکهداری سالیانه : 65 میلیون مارک ( بیش از بودجه ی سالیانه ی کلیه ی موزه های فرانسه.)
مسابقه ی بین المللی
بخاطراهمیت خاص این اثر ، اجرای آن نمی توانست یک مرحله ی عادی را طی کند، به این دلیل از همان ابتدا ، در نظر بود که اجرای آن از طریق یک مسابقه ی بین المللی انجام گیرد. در ژوئیه ی 1970 کمیسیون خاصی برنامه ی این مسابقه را طرح ریزی کرد وهیات ژوری توسط رئیس جمهوری انتخاب شد.
این هیات مرکب بود از :
ژان پرووه .......رئیس
کائتن پیکن ........ معاون
و همچنین سه معمار بزرگ دنیا :
فیلیپ جانسون از آمریکا
امیل آیو از فرانسه
اسکار نیمایر از برزیل
باضافه ی چند تن از بزرگان موزه و کتابداران معروف از کشورهای مختلف دنیا.
این هیات ، برای ارزشیابی دقیق این قضاوت دشوار ، انتخاب خود رابر اساس اصول زیر قرار داد:
1. هماهنگی محتوای معماری با برنامه ی پیشنهاد شده.
2. کیفیت آمیزش طرح با محله ی مربوطه ، چه از نظر زیبایی فیزیکی و چه از نظر عملکرد و ارتباط.
3. ترکیب معمارانه ی سطوح و حجم های گوناگون در رابطه با عملکرد های مختلف.
4. هماهنگی و رابطه ی فضاهای پیشنهاد شده با فعالیت های پیش بینی شده در برنامه.
5. سهولت ارتباط بین فعالیت ها.
6. انعطاف پذیری فضاها به منظور جوابگویی با احتیاجات در آینده.
7. وضوح وسادگی فضاهای ارتباطی به خصوص از نظر مراجعه کننده .
8.سادگی تکنیک ساختمان و امکان صنعتی کردن اجرای آن.
برنده ی اول مسابقه
با وجود مهلت کم نام نویسی و نهیه ی طرح ، تعداد 1700 نفر ، یا گروه ، آمادگی خود را برای شرکت در مسابقه اعلام کردند، از این میان 681 طرح به کمیته ی ژوری تحویل شد ، که 491 طرح از کشور های مختلف ارسال شده بود.
هیات ژوری در ژوئیه 1971 با هشت رای موافق و یک رای مخالف طرح راجرز – پیانو را به عنوان برنده ی اول اعلام کرد.
برنامه ریزی
اجرای این مرکز در عصر صنعتی پیشرفته ، زمانیکه چگونگی عملکرد و استفاده از یک ساختمان اهمیتی بیش از پیش پیدا کرده ، این سوال را مطرح می کند که آیا هنوز معمار به همان مفهوم سابق یعنی "هنرمند الهام گر" کسیکه در گوشه ی لنزوای خود با الهام از تخیلاتش به خلاقیت می پردازد ، باقی می ماند؟
پیچیدگی غیرقابل تصور طرح و اجرای چنین بناییشکل کلاسیک مداخله ی افراد مختلف ، یعنی "معمار ، صاحبکار ، استفاده کننده" را بی اثر می نماید.
برنامه ریزی این مرکز به وسیله ی یک گروه به سرپرستی آرشیتکت ، محاسب و برنامه ریز فرانسوی "فرانسوا لمبارد" با یک طرح اولیه که در اختیار شرکت کنندگان در مسالقهقرار داده شد، شروع گردید.
"....سیمای شهر پارس به عنوان شهر هنر و تاریخ در جهان رو به زوال و خاموشیست." این جمله نتیجه ی تحقیقاتی بود که توسط موسسات بزرگ فرانسوی و خارجی بعد از درخواست انجمن شهر پاریس انجام گرفت. در متن گزارش به خصوص تایید می شود که در زمینه ی فعالیت های هنری و روشنفکرانه ، پاریس نتوانسته ماند دیگر شهر های دنیا ،خود را با فرهنگ جمعی که نتیجه ی جامعه ی صنعتی امروز است، هماهنگ نماید.
این فضای خالی با ساختمان بسیار مهم مرکز ملی هنر و فرهنگ در حال پر شدن است. برنامه ریزی این مرکز بر مبنای دو نوع فعالیت مختلف در نظر گرفته شده :
1. فعالیت هایی که به طور دائم در اختیار مردم قرار می گیرند.
2. فعالیت هایی که موقتی هستند و قابل تبدیل و تبادلند.
از نوع اول این فعالیت ها می توان کتابخانه ی عمومی و موزه ی ملی هنر های مدرن را نام برد:
* کتابخانه با وسعت 1500 متر مربع گنجایش 1200 مراجعه کننده در آن واحد دارد و می تواند حدود یک میلیون جلد کتاب در زمینه های مختلف در اختیار آنان قرار دهد.
* موزه ی ملی هنر های مدرن با همان اندازه وسعت آثار هنری جدید را به بهترین وجهی به نمایش عموم می گذارد و دارای ضمیمه ای در حدود 2000 متر مربع نمایشگاه ، در هوای آزاد است.
فعالیت های نوع دوم با دینامیزم بیشتر زمینه های مختلفی را شامل می شود:
* سالن بزرگ انتشارات و آخرین فعالیت ها ، همجوار کتابخانه ، جائیکه مراجعه کننده کلیه ی روزنامه ها ، مجلات ، گزارش های سراسر دنیا و همینطور آخرین کتاب های چاپ شده را در دسترس خواهد داشت.
* مرکز نوگرایی های صنعتی که به شهر سازی ، معماری ، طراحی صنعتی ، گرافیک و…. تخصیص داده شده و با برگزاری نمایشگاه هایی در این محل ، بیننده بهتر در جریان تحولاتی که هر دوره در جریان است قرار می گیرد. ازطرف دیگر مدارک کاملی در زمینه ی تولیدات مصرفی در اختیار مردم خواهد بود و تحقیقات گوناگونی در زمینه ی برنامه ریزی جهت احتیاجات آینده و طریق جوابگویی به این نیاز ها ، انجام خواهد گرفت.
* گالری هنر های تجربی معاصر ، شامل 1150 متر مربع فضای سر پوشیده و 1000 متر مربع در هوای آزاد که به نمایش مهمترین گرایش های هنری اختصاص داده شده است.
* یک فضای بزرگ نمایشگاه موقتی به وسعت 3500 متر مربع .
* یک مجموعه از سالن های نمایش و تجمع به وسعت 2400 متر مربع.
* یک مرکز تحقیقات "آکوستیک – موزیک" ، این مجموعه را کامل می کند. این مرکز که به وسیله ی موسیقی دان فرانسوی "پیر بولز" اداره می شود ، قطب جاذبه ای خواهد شد برای کلیه ی موسیقی دان ها و پژوهشگران موسیقی ، در این محل مدرن ترین وسائل موسیقی – آکوستیک در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت که هر کدام در نوع خود منحصر به فرد است.
این فهرست از فعالیت ها که به منظور امکان دادن به برخورد انسان و ایده ها به وجود آمده ، به وسیله ی فضاهای ارتباطی و پذیرش با یکدیگر در تماس هستند تا مراجعه کننده در این "معبد هنر" به مسیر دلخواه راهنمایی شود.
به این مجموعه یک کارگاه و محل نگهداری برای بچه ها و آخرین طبقه یک رستوران و یک کافه تریا با دید وسیع وخاص خود بر پاریس ، اضافه می شود. این ساختما با کلکسیون هایی که در اختیار دارد، به تدریح به بزرگترین موزه ی هنرهای معاصر دنیا تبدیل خواهد شد.
طرح انتخاب شده
با انتخاب طرح برنده و مشخص شدن اساس فرم معماری ، وظیفه ی بعدی برنامه ریز در رابطه با هدف های بیشمار موجود و جدید ، به مرحله ی نهایی در آوردن طرح دقیقی بود، قابل اجرا و روشن کننده ی کلیه ی مراحل اجرائی که در آن مفهوم معماری مورد نظر با پیچیدگی عملکرد عناصر مورد مطالعه قرار می گیرد.
ساختمان بر اساس طرح برنده ، به صورت حجم عظیمی نتیجه شده بود که انعطاف پذیری داخل به وسیله ی تجهیزات متحرک و متنوع تامین می شد.به دلیل تبادل عملکرد بین این تجهیزات که در اثناء زندگی این مرکزتغییر فرم ومکان می دهد، لزوم یک هماهنگی در یک سیتم واحدانعطاف پذیر مورد مطالعه ی دقیق برنامه ریز قرار گرفت.
هدف طراحان ایجاد مرکزی بود که انسان ، با علاقه به آنجا رفت و آمد کند و با میل در آنجا توقف نماید به این منظو ایجاد اتمسفر "خانه ی باز" که در داخل هدف طراحان بود، قرار بود دردر خارج بنا نیز به کمک نما سازی بدست آید.
ولی به نظر می آید که این مساله با مساحتی که برای پروژه در نظر کرفته شده بود در تضاد بود. (100000 متر مربع زیر بنا و تاثیر آن بر حجم ساختمان)
بسیاری از طراحان شرکت کننده ، تمام مساحت زمین موجود را زیر بنا قرار داده بودند، تا از به وجود آمدن حجم های بزرگ و نامطبوع نسبت به محیط اطراف جلو گیری کنند.
"پیانو" و "راجرز" با طرح خود راهی مخالف این راه را دنبال کردند. طرح پیشنهادی آنها فقط نصف زمین مورد استفاده را زیر بنا گرفته بود.آنها با قرار دادن مساحت وسیع روی یکدیگر موفق به بدست آوردن فضای بزرگ و بازی شدندکه فعالیت های ناگهانی را در محوطه ی سرباز "پیاتزا" و در داخل ، امکان پذیر می ساخت و از طرفی با فرو رفتگی بنا در زمین اطراف ، موفق به تداخل در قسمت بیرونی و درونی بنا نیز شدند.
طرح ، تشکیل شده از حجم عظیمی از فلز وشیشه و ضمن داشتن سادگی خاصی در ایده ی کلی ، دنیاییست از ریزه کاری ها و جزئیات مطالعه شده.
اسکلت ساختمان ، ساده و قابل مشاهده ، از خارج است و در قسمت نما ها به وسیله ی شبکه های فلزی پوشیده شده است. پوشش دهانه های 48 متری اجازه میدهد که سطح هایی به وسعت 550 تا 7500 متر مربع ، بدون هیچ اسکلت داخلی در دسترس فعالیت های مختلف قرار گیرد.
تشریح ساختمان
مرکز ملی هنر و فرهنگ ژرژ پمپیدو از نظر کنرکسیون ، به دو قسمت متفاوت تقسیم می شود :
1. بخش زیر بنای ساختمان بتن آرمه و کاملا کلاسیک.
2.بخش اسکلت اصلی ساختمان ، فلزی و برعکس حالت اول یک مطالعه ی کاملا نو.
بخش اول ، شامل سه طبقه جهت تاسیسات و سرویس های مختلف که مستقیما در زیر ساختمان قرار دارد ، و شش نیم طبقه جهت پارکینگ که در زیر حیاط جلوی ساختمان حفر شده است. اسکلت این بخش از ستون و دال بتن آرمه استو تا طبقه ی همکف ساختمان از ستون و پوتر های پیش ساخته ، اجرا گردیده است. فونداسیون اسکلت فلزی که شامل 14 جفت دیواره ی بتن آرمه به ابعاد یک متر در 9 تا 11 متر است ، از این بخش عبور کرده و باری حدود 15000 تن را حمل می کند.
بخش دوم ف اسکلت اصلی ساختمان ، با ظاهری بسیار ساده و واضح ، بر اساس تکنیکی کاملا پیشرفته با فواصل 8/12 متر است . ستون ها پر و از فلز قالب گیری شده به قطر 850 میلیمتر و ضخامت دیوار ستون از 40 تا 85 میلیمتر متفاوت است . این ستون ها از سه المان ساخته شده اند:
المان اول که حکم پایه ی زیرین را دارد ، تا ارتفاع 5 متری بالا می آید.
المان دوم به طول 23 متر به وسیله ی یک اتصال مفصلی بر روی المان اول قرار می گیرد.
المان سوم به طول 21 متر بر روی المان دوم جوش خورده است.
پوتر ها به شکل خرپا هر یک به وزن 70 تن به طول 45 متر وارتفاع سه متر در کارخانه ی کروپ آلمان ساخته شده است. محور فوقانی پوپر از دو لوله ی تو خالی به قطر 419 میلیمترو فاصله ی ( محور تا محور ) 500 میلیمتر و محور تحتانی پوتر از دو میله ی ( توپر ) به قطر متغیر 160 تا 225 میلیمتر تشکیل شده است.
یکپارچگی پوتر به وسیله ی میله های تو پر در جاهای کششی و لوله های تو خالی برای قسمت های فشاری که دو محوررا به یکدیگر متصل می سازند، تامین می شود. بار وارده بر پوتر ها به وسیله ی یک اتصال مفصلی با المان هایی به نام ژربرت * که جدار ثانی بنا را نیز تحمل می کنند ، به ستون های اصلی منتقل می شود. این امان ها به وزن 15 تن و به طول 8 متر از فلز یکپارچه ی قالب گیری شده تهیه گردیده است.
فشار های جانبی از سه جهت اصلی خنثی می شوند :
در جهت عرضی ساختمان بر روی دیوار اصلی ، توسط سه محور عمودی مثلث شکل، هر یک ، محود فوقانی پوتر هر طبقه را به محور تحتانی پوتر طبقه ی دیگر متصل می کند.
در جهت طولی ساختمان به صورت ضربدر و متصل به دماغه ی خارجی ژربرت بین هر دهانه و به ارتفاع هر دو طبقه.در جت افقی ساختمان در هر دو طبقه و در دو محور ، یکی محور های ژربرت و دیگری دماغه ی خارجی انها را به یکدیگر مرتبط می سازد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر