۱۳۸۷ تیر ۲۶, چهارشنبه

۱۳۸۷ فروردین ۲۱, چهارشنبه

زاها حدید: مرکز هنرهای نمایشی



منطقه ی فرهنگی ابوظبی




مطالعات تحلیلی سیستم­های سازمانی و رشد در جهان طبیعی، منجر به رسیدن به مجموعه­ای از جانمایی و توپولوژی­هایی گشت که زبان متمایزی را در طراحی مرکز هنرهای نمایشی به­وجود آوردند. این متن­ها و طراحی­های طبیعی، بوسیلۀ انرژیی که تأ مین کنندۀ سیستم­های همجوار است و کاهش ثانویۀ انرژی که به علت گسترش سازماندهی ساختار می­باشد، شکل می­پذیرد. انرژی مرکز هنرهای نمایشی نمادی از حرکت حاکم بر کالبد شهری در معابر سرپوشیدۀ پیاده و گردشگاه مشرف به دریای منطقۀ فرهنگی است،_دو جزء اولیۀ متقاطع سایت، منشعب کردن الگوریتم و رشد_ روندهای شبیه­سازی است که در بازنمایی گسترش فضایی استفاده می­گردد و در مجموعۀ هندسی پایه قرار می­گیرد، سپس دیاگرام­ها برنامه­ریزی شده و تفسیرات معماری در یک سری از دوره­های متوالی به آن اضافه می­شود. در این ترکیبات ابتدائی، تحلیل زیستی از دیاگرام­های تجریدی به طراحی معماری تغییر شکل می­دهد. محورهای مرکزی منطقۀ فرهنگی ابوظبی، معبر راهرو مانندی است که از موزۀ طبیعی شیخ زاید تا دریا ادامه دارد. این محورهای مرکزی و تقابل عمل آن­ها با گردشگاه مشرف به دریا، در جایی که جزیره شکل می­گیرد، مجزا می­شود، کالبدهای داخل شاخص و ساختار فضاهای اصلی این مرکز معنا می­یابد، یک انشعاب هندسی به­وجود می­آورد.
دیاگرام فعل و انفعالات مسیرها، یک سیستم سازماندهی اولیه برای بنا و حرکتی از یک طرح عمومی به سمت ساختار آتی طرح را به­طور کامل و صحیح میسر می­سازد. فرم تندیس گونۀ مرکز هنرهای نمایشی از حرکات خطوط پدیدار می­شود، بتدریج به درون جزئی رشد یابنده گسترش می­یابدکه مانند شبکه­ای از شاخه­ها و انشعابات متوالی است. بادهای وزنده در اطراف سایت، بر پیچیدگی معماری می­افزاید. بناهایی که در ارتفاع و عمق هستند و در کالبد خود دارای نقطه­های اوج چندگانه در فضاهای اجرایی می­باشند، ساختاری ارتجاعی مانند میوه­ها در یک درخت انگور را دارند و نمای آنها به سمت غرب و نزدیک به آب است. ارتفاع بنا به 62 متر می­رسد و قسمتی از مجموع خمیدگی­ ساختار از موزۀ دریایی شروع شده و به جنوب موزۀ گوگنهایم ابوظبی در انتهای شمالی سایت می­رسد. با اینکه مرکز حجم در لبۀ آبی قرار دارد، مرکز هنرهای نمایشی با قرار گرفتن در مرکز محورها اعتبار بیشتری می­یابد. این ترتیب، بلوک ماتریس گونه در Arterial Road (جادۀ شریانی) را جدا می­کند و نماهایی به سمت دریا و خط آسمان ابوظبی جلوه­گر می­شود. تالار کنسرت بالای چهار تأتر کوچک قرار گرفته است و اجازه می­دهد که نور روز به درون نفوذ کند و جلوه­های مهیجی از دریا و خط آسمان شهر از پنجرۀ عظیم آن دیده شود. سرسراهای محلی هر یک از تأترها بازدیدکنندگان را به سمت دریا هدایت می­کنند تا با یک دید ثابت با محیط اطرافشان ارتباط برقرار بکنند. در قسمت شمالی بنا رستورانی با یک تراس بزرگ و سقفی سایه­انداز قرار داردکه مرکز کنفرانس مجاور در بالای تأتر را در دسترس قرار می­دهد. قسمت آموزشی هنرهای نمایشی در بالای تأتر تجربی و در قسمت جنوبی قرار دارد، در همان حال در قسمت انتهای غربی این تندیس که به تردد پیاده در بعضی مناطق یاری می­رساند، پلی مرکز هنرهای نمایشی را به ناحیۀ مرکزی پیوند می­دهد. . .

ژان نوول: موزۀ هنرهای کلاسیک



منطقه ی فرهنگی ابو ظبی




علاقه­مندی به کارهای نمایشگاهی و مصنوعات گذشته، موزۀ هنرهای کلاسیک را مقید می­سازد تا آینده را با گذشته پیوند دهد و آن­ها را با هم مأنوس سازد، نتیجه­ای طبیعی که از روح مکان بدست می­آید. جزیره منظری سخت و خشن را عرضه می­دارد، هنگامی که با جزایر کوچک برخورد می­کند به اعتدال می­رسد، تصویر برجسته و قابل توجهی از خشکی و بی­روحی زمین در مقابل سیالیت آب. این­ها تصوراتی مانند شهرهای ناشناخته­ای که در زیر شن­ها به خاک سپرده­ شده­اند ویا در اعماق آب غرق گشته­اند را بر می­انگیزد. این تفکرات رویایی با یک پلان ساده که زمینه­ای از باستان شناسی دارد ادغام می­شود و یک شهر کوچک را دوباره زنده می­سازد، دسته­ای از بناها با پله­های کوتاه که در آن با فراغت و به آهستگی می­توان گردش نمود. این شهر کوچک نیازمند اقلیم کوچک خود (خرد اقلیم) است تا به بازدیدکنندگان احساس ورود به جهانی متفاوت را القاء نماید. بنا با یک گنبد بزرگ پوشیده شده است، فرمی که در تمامی تمدن­ها وجود دارد. گنبد با الگویی متفاوت در هم تنیده شده و از درون دارای سقفی نیمه شفاف است که باعث می­شود نوری سحر انگیز در فضا پراکنده شود، همان چیزی که در سنت معماری عربی رواج دارد. آب در اینجا نقش تعیین کننده­ای را داراست، تمامی قسمت­های بنا در آب بازتاب می­یابند، همچنین روح و زیبایی بنا در آب به نمایش گزارده می­شود و در این خلاقیت کمک کوچکی هم از باد گرفته شده است برای اینکه خرد اقلیم بهتری داشته باشد و آسایش بیشتری را فراهم آورد. فضای سبز و منظره­سازی مانند جهان کوچکی است که در شرایط متفاوت این ناحیه یافت می­شود، رسیدن از یک واحه به یک توده شن، رسیدن از یک برکه به مجمع الجزایر؛ هر لایه به تنهایی استقرار و شخصیت خاص خود را در جزیره­ای که بین جزایر دیگر قرار گرفته است آشکار می­کند.

تادائو آندو: موزۀ دریایی



منطقه ی فرهنگی ابو ظبی



طبیعت ابوظبی، منظر و سنت دریانوردی الهام بخش ایدۀ معماری در موزۀ دریایی است. این معماری زیبا با یک فضای منحصر بفرد، حجم ساده­ای است که از نیرو و سیالیت باد ابوظبی شکل گرفته است وبه نوعی پیکره­ای است که باد آن را تراشیده است. توده­ای مجرد، توقفگاهی تنها، همچون دروازه­ای که از محوطۀ پهناور آبی بالا آمده است، فضایی که رویارویی میان دو جزء مهم منظر شهر فرهنگی را معنا می­بخشد، صحرا و دریا. با این سطح بازتاب­گر، محوطۀ آبی به­طور بصری، سایت و دریا را در هم ادغام می­کند و جنبۀ دریایی موزه را قوت می­بخشد. داخل بنا شبیه به کشتی است، رمپ­ها، عرشه­ها و سطوح معلق، بازدیدکنندگان را به­طور سیال به نمایشگاه هدایت می­کنند و صدای آن­ها در موزه طنین می­افکند و تجربه­ای از گالری­های پویا به دست می­آید. لنچ­ها (کشتی­های یک دکلی عربی) بر فراز فضای خالی(Void) در داخل بنا، معلق قرار گرفته­اند و به خلق یک تجربۀ بصری قوی بوسیلۀ بازگویی موضوعات پی در پی و معماری موزه به عنوان یک تمامیت، کمک می­نمایند. در زیرزمین، فضای ثانویه­ای با یک سرسرای پذیرش و یک آکواریوم بزرگ وجود دارد. لنچ­های سنتی بر فراز آکواریوم معلق بوده و از زوایای مختلفی قابل دیدن هستند. برای تأکید بر سادگی اما در قالبی قدرتمند، منظر اطراف بنا به صورت شبکه سازماندهی شده است. خطوطی از درختان، جلوخان سایت را تشکیل می­دهند و واحه­ای همانند یک مرز و حریم را ایجاد می­کنند و این امکان را به بازدید کنندگان می­دهند که به آهستگی از میان شهری پویا گذر نموده، به سکون برسند و با تفکری عمیق فضاهای موزه را ادراک نمایند. ایدۀ حجمی ساده با فضای منحصر بفرد حکاکی شده، هدف دارد در یک اشاره و حرکت موزه­ای را که به تنهایی سرگذشت و ماجرای معماری را می­سازد، خلق نماید


فرانک گری: موزۀ گوگنهایم ابوظبی

منطقه ی فرهنگی ابو ظبی



نحوۀ برخورد و رویکرد در طراحی موزۀ ابوظبی، امکان آن را می­دهد تا به مسائلی در بنا رسیدگی شود که در آمریکا و اروپا میسر نیست. این مسأله از شروع کار تا رسیدن به خلاقیت و نوآوری به وضوح دیده می­شود و در گفتگو­هایی با "تام کرنز" مدیر گوگنهایم بیان شده که چگونه خلاقیت صورت می­پذیرد. جواب : ما برای ساخت یک موزۀ هنرهای معاصر در مکانی مثل ابوظبی، ایده و فرضیه­ای از قبل نداشتیم. منظر، فرصت و نیازمندی­ها برای ساختن چیزی که مردمان جهان بخواهند به دیدن آن بیایند و منابعی که انجام رساندن هدف را ممکن سازد، خط سیرهایی بودند که مختص این پروژه بوده است و در هیچ جای دیگر امکان وقوع ندارد. سایتی که حقیقتاً در درون آب واقع شده و یا از چهار طرف در آب محصور است، منظر زیبایی از صحرا و دریا و کیفیت نور مکان، باعث خطور افکار بسیاری در ذهن می­شود. ما با سازماندهی پلان­های مقدماتی کار خود را شروع کردیم. هستۀ مرکزی گالری­ها به شکل یک حیاط ترسیم شد. گالری­ها در ارتفاعات و اندازه­های متفاوت بر روی هم قرار گرفتند تا چهار طبقه را به وجود آورند. در بسیاری از قسمت­های گالری­های هنرهای معاصر، تهویۀ هوا بطور کامل از روزنه­های سقفی ممکن خواهد بود و سیستم نور مصنوعی استفاده خواهد شد. حلقۀ بعدی گالری­ها هسته را احاطه خواهد کرد، در خارج از مرکز، گالری­های بزرگ با شکل­های متنوع و ساختاری ساده­تر قرار خواهند گرفت. حلقۀ سوم گالری­های بزرگ کاملاً ساخته نخواهد شد و بیشتر شبیه فضاهای صنعتی سرد و نمناک، با نورپردازی و سیستم­های اکسپوز خواهد بود. این گالری­ها خانه­هایی برای زایش هنر معاصر در مقیاسی نوین خواهند شد، هنری که می­خواهد به وجود بیاید، شاید تحقق چنین چیزی که در این سایت و با این مقیاس ساخته می­شود در هیچ یک از موزه­های جهان امکان پذیر نباشد.این ایده با دیداری که تام کرنز از استودیوهای هنرمندان در فضاهای صنعتی بزرگ داشته پایه­گذاری شده است
آن­ها می­توانستند کارهایی را انجام دهند که در فضاهایی مانند موزه­های معمول، برای ما قابل تصور نبود. در انتها گروه و دسته­ای از گالری­ها طراحی شدند که این امکان را می­دادند تا حد شگرفی از انعطاف پذیری در سازماندهی به­وجود آید و در نتیجه جلوه­های متنوعی به نمایش گذاشته شود. ارتفاعات، اشکال و خصوصیات متفاوت گالری­ها چیزهایی هستند که در ادامۀ پیشرفت طراحی ، مطالعه ، بازنگری و تصحیح شدند. ما با مشاوران خود در حال کاوش بوده­ایم، Trans Solar روشی برای سرد کردن فضاهای خارجی است که ریشه در نظریه­های کهن و خیمه­های مخروطی سرخپوستان دارد. این مسأله منجر به شکل گیری مجراهای مخروطی شد که به عنوان جزء کانونی و سازندۀ فضاهای خارجی در گالری­ها بودند. در این شرایط، قالب­های مخروطی به عنوان ورودی­های غرفه­ها استفاده می­شوند که عبارتند از:ورودی اصلی موزه، یک ورودی قایق مانند به موزه و یک مسیر پیاده به سمت منظر صحرا. استفاده از سیستم تهویۀ طبیعی از گذشتگان، تاریخ پیشینیان و نحوۀ استفادۀ آن­ها الهام گرفته است. دیواره­های آبی در حیاط اصلی و سایر اجزائی که در حیطۀ معماری پایدار قرار می­گیرند، هدف ما برای ساخت نمونه و سرمشقی برای بناهایی که دارایی کارایی انرژی بالایی هستند را می­سازد.دیواره­های خارجی بنا در حال حاضر با سنگ­هایی که دارای رنگ و بافت متنوعی برای نشان دادن یک غرفۀ خاص در موزه می­باشد، تصور می­شود.این موزه، خانۀ هنرهای معاصر جهان خواهد بود نه فقط هنر غرب و در پیشرفت­های آتی طرح لازم خواهد شدکه هویت معماری و هنر به نمایش گزارده شود. دو گالری هنر دوسالانه نیز اضافه خواهد شد و در نزدیکی بنای اصلی قرار خواهد گرفت و مقدمه­ای بر ساخت گالری دوسالانۀ اصلی در همین پروژه خواهد بود. این بناها به فرم ورودی­های حیاط گونه­ای از مسیر­های حمل ونقل به جزیرۀ سعادت خواهند گشت.

موزه یهودیان در برلین





Jewish Museum Berlin








( بن بست در برلین )




دیوارهای سیاه و نا آشنا، فضاهایی که به بن بست می رسند.تاریکی هراس آور و نورکوچکی که با زاویه ای شکسته از گوشه ای به درون می تابد….

لیبسکیند در طراحی این موزه 3 مسیر در نظر گرفته.این مسیرها از 3 مفهوم ویرانی، سرگردانی و وجود سر چشمه می گیرند که در زندگی یهودیان آلمان همواره موجود بود. مسیر اول و دوم هیچ کدام به فضاهای نمایشگاهی نمی رسند و مسیر سوم یا همان “وجود” به گالری ها می رسد.مسیر ویرانی به برج هولوکاست منتهی می شود که از دیگر اجزای ساختمان جداست. کف این قسمت پر است از صورتک های چدنی که بازدید کنندگان باید از رویشان عبور کنند و با پا گذاشتن روی آنها صدایی شبیه جیغ انسان شنیده می شود.
خطوط روی بنا هم نشأت گرفته از نقشه شهر برلین و نشان دهنده محله های یهودی نشین و خیابان هایی است که
در آنها اتفاق یا حادثه ای مهم و تاریخی مرتبط با یهودیان روی داده است.
مسیر سرگردانی از فضاهایی تشکیل شده که پنجره هایی به روبرو دارند. این مسیر ها و پنجره ها به چیز خاصی نمی رسند و هدف آنها القای مفهوم سرگردانی به بازدیدکنندگان است.یکی از ورودی ها از داخل ساختمان کنار موزه است. این بنا در تضاد با ساختار در هم ریخته موزه قرار می گیرد.بنای موزه بر امتداد خط شکسته‌ای شکل گرفته است که بيان سرگذشت یهودیان در طول تاریخ است. می توان در هم ریختن ستاره داوود را در فرم کلی این موزه دید و خوانش های متفاوتی از آن داشت. شاید اشاره به باغ معلق کنار موزه هم خالی از لطف نباشد. نشانه ای که من هنوز نتوانستم برای آن معنایی بیابم! جز اینکه مکعبی از محور خود خارج شده و به صورت ناپایدار قرار گرفته. (باز هم ساختار شکنی)
در بسیاری از صحنه ها، به یاد کسی می افتادیم که شاید تجسم انسانی حس از این فضا بوده است. “والتر بنیامین”. بابک احمدی در کتاب خاطرات ظلمت درباره بنیامین می نویسد: « بنیامین می خواست دریابد که تجربه درک ویرانی کدام است. آیا این ادراک به گونه ای چاره ناپذیر بازسازی خیالی ویرانه است؟ آیا همواره باید چنین فرض شود که چیزی وجود داشته و این ویرانه «بیانگر» آن چیز است و بعد سؤال شود که این بیانگری تا چه حد ممکن است؟ آیا راهی برای بازسازی ذهنی ویرانه وجود دارد؟ مصداق بنای خیالی ای که ساخته ایم کدام است؟



۱۳۸۷ فروردین ۱۵, پنجشنبه

مراحل اولیه طراحی

طرح معماری 3 : طراحی موزه - فرهنگسرا

مرحله ی اول : بررسی و پژوهش
مرحله ی دوم : تحلیل سایت ها
مرحله ی سوم : طراحی

هدف

سلام
صدای معماری وبلاگ شخصی یک دانشجوی معماریست.
هدف کوتاه مدت وبلاگ مطرح کردن تمام مراحل طراحی در کلاس طرح معماری 3 است.
امید است که مقبول افتد....

۱۳۸۷ فروردین ۱۱, یکشنبه

مرکز ملی هنر و فرهنگ ژرژ پمپیدو - پاریس




مرکز ملی هنر و فرهنگ ژرژ پمپیدو – پاریس

ایده ی ایجاد مجموعه
در سال 1969 ، " ژرژ پمپیدو" رئیس جمهور فقید فرانسه تصمیم به ایجاد مرکز عظیمی گرفت که با در بر گرفتن که با در بر گرفتن تمام فعالیت های هنری و فرهنگی معاصر ، بتواند راهگشای اکثریت مردم برای تماس با هنر های معاصر باشد.
قبلا " آندره مالرو" نیز تصور بنایی بنام موزه ی قرن بیستم را کرده بود و در نظر داشت اجرای آن را به " لوکوربوزیه" واگذار کند.
هدف برنامه ، پایان دادن به ساختمان موزه در محتوای کلاسیک کلمه بود. در حقیقت ، موزه ، دیگر تنها به عنوان محل جمع آوری آثار جلوه گر نیست ، بلکه به عنوان محلی است پر ارزش تر، جایی که در آن عقاید بتوانند با یکدیگر برخورد کنند ، جنبش های هنری خود نمایی کنند و یا بررسی ها و پژوهش هایی انجام گیرد. و با این ترتیب مسئله به خلق فضایی منتهی می شود که در آن رابطه ی جدیدی بین اثر یا هنرمند با مردم بوجود آید ، و فاصله ی قراردادی کلاسیک بین بیان های مختلف از میان برود و بیننده تصویر جدیدی از هنر و خلاقیت بیابد.
تجمع کتاب ، هنرهای تجسمی ، معماری ، موسیقی ، سینما و نوگراییهای صنعتی در یک محل و امکان برخورد دادنشان و در نتیجه ثبت اثرات هر یک بر دیگری ، فکری بود در نوع خود بی سابقه ... آزمایشی که تا بحال فرهنگ وهنر به خود ندیده بود.

مراحل شروع و اجرای طرح "بوبورگ"

ژوئیه 1971 : انتخاب برنده ی مسابقه ی بین المللی.
1972 : آغاز خاک برداری.
ژوئیه ی 1972 : آغاز پی ریزی.
دسامبر 1973 : شروع ساختمان طبقات زیرین.
اوت 1974 : تصمیم "ژیسکاردستن" به متوقف کردن "مرکز صدابرداری" و کاستن بودجه و تغییر طرح.
اکتبر 1974 : شروع ساختمان اسکلت فلزی.
ژوئیه 1975 :پایان اسکلت فلزی.
فوریه 1975 : شروع کارهای داخلی.
ژانویه 1977 : افتتاح توسط "ژیکاردستن"
ژوئیه 1977 : پایان کامل مرکز.

مشخصات:

مجموع سطح زیر بنا :100000 متر مربع.
تعداد طبقات : 6 طبقه و هر یک با ارتفاع 7 متر.
ارتفاع ساختمان : از طبقه ی همکف 42 متر ، از سطح زمین 47 متر.
ابعاد : 166 متر طول ، 60 متر عرض.
مصالح به کار رفته : 13500 تن آهن و بتن مسلح ( برج ایفل : 7500 تن )
هزینه ی نکهداری سالیانه : 65 میلیون مارک ( بیش از بودجه ی سالیانه ی کلیه ی موزه های فرانسه.)

مسابقه ی بین المللی
بخاطراهمیت خاص این اثر ، اجرای آن نمی توانست یک مرحله ی عادی را طی کند، به این دلیل از همان ابتدا ، در نظر بود که اجرای آن از طریق یک مسابقه ی بین المللی انجام گیرد. در ژوئیه ی 1970 کمیسیون خاصی برنامه ی این مسابقه را طرح ریزی کرد وهیات ژوری توسط رئیس جمهوری انتخاب شد.
این هیات مرکب بود از :
ژان پرووه .......رئیس
کائتن پیکن ........ معاون
و همچنین سه معمار بزرگ دنیا :
فیلیپ جانسون از آمریکا
امیل آیو از فرانسه
اسکار نیمایر از برزیل
باضافه ی چند تن از بزرگان موزه و کتابداران معروف از کشورهای مختلف دنیا.
این هیات ، برای ارزشیابی دقیق این قضاوت دشوار ، انتخاب خود رابر اساس اصول زیر قرار داد:

1. هماهنگی محتوای معماری با برنامه ی پیشنهاد شده.
2. کیفیت آمیزش طرح با محله ی مربوطه ، چه از نظر زیبایی فیزیکی و چه از نظر عملکرد و ارتباط.
3. ترکیب معمارانه ی سطوح و حجم های گوناگون در رابطه با عملکرد های مختلف.
4. هماهنگی و رابطه ی فضاهای پیشنهاد شده با فعالیت های پیش بینی شده در برنامه.
5. سهولت ارتباط بین فعالیت ها.
6. انعطاف پذیری فضاها به منظور جوابگویی با احتیاجات در آینده.
7. وضوح وسادگی فضاهای ارتباطی به خصوص از نظر مراجعه کننده .
8.سادگی تکنیک ساختمان و امکان صنعتی کردن اجرای آن.


برنده ی اول مسابقه

با وجود مهلت کم نام نویسی و نهیه ی طرح ، تعداد 1700 نفر ، یا گروه ، آمادگی خود را برای شرکت در مسابقه اعلام کردند، از این میان 681 طرح به کمیته ی ژوری تحویل شد ، که 491 طرح از کشور های مختلف ارسال شده بود.
هیات ژوری در ژوئیه 1971 با هشت رای موافق و یک رای مخالف طرح راجرز – پیانو را به عنوان برنده ی اول اعلام کرد.

برنامه ریزی
اجرای این مرکز در عصر صنعتی پیشرفته ، زمانیکه چگونگی عملکرد و استفاده از یک ساختمان اهمیتی بیش از پیش پیدا کرده ، این سوال را مطرح می کند که آیا هنوز معمار به همان مفهوم سابق یعنی "هنرمند الهام گر" کسیکه در گوشه ی لنزوای خود با الهام از تخیلاتش به خلاقیت می پردازد ، باقی می ماند؟
پیچیدگی غیرقابل تصور طرح و اجرای چنین بناییشکل کلاسیک مداخله ی افراد مختلف ، یعنی "معمار ، صاحبکار ، استفاده کننده" را بی اثر می نماید.
برنامه ریزی این مرکز به وسیله ی یک گروه به سرپرستی آرشیتکت ، محاسب و برنامه ریز فرانسوی "فرانسوا لمبارد" با یک طرح اولیه که در اختیار شرکت کنندگان در مسالقهقرار داده شد، شروع گردید.
"....سیمای شهر پارس به عنوان شهر هنر و تاریخ در جهان رو به زوال و خاموشیست." این جمله نتیجه ی تحقیقاتی بود که توسط موسسات بزرگ فرانسوی و خارجی بعد از درخواست انجمن شهر پاریس انجام گرفت. در متن گزارش به خصوص تایید می شود که در زمینه ی فعالیت های هنری و روشنفکرانه ، پاریس نتوانسته ماند دیگر شهر های دنیا ،خود را با فرهنگ جمعی که نتیجه ی جامعه ی صنعتی امروز است، هماهنگ نماید.
این فضای خالی با ساختمان بسیار مهم مرکز ملی هنر و فرهنگ در حال پر شدن است. برنامه ریزی این مرکز بر مبنای دو نوع فعالیت مختلف در نظر گرفته شده :
1. فعالیت هایی که به طور دائم در اختیار مردم قرار می گیرند.
2. فعالیت هایی که موقتی هستند و قابل تبدیل و تبادلند.


از نوع اول این فعالیت ها می توان کتابخانه ی عمومی و موزه ی ملی هنر های مدرن را نام برد:
* کتابخانه با وسعت 1500 متر مربع گنجایش 1200 مراجعه کننده در آن واحد دارد و می تواند حدود یک میلیون جلد کتاب در زمینه های مختلف در اختیار آنان قرار دهد.
* موزه ی ملی هنر های مدرن با همان اندازه وسعت آثار هنری جدید را به بهترین وجهی به نمایش عموم می گذارد و دارای ضمیمه ای در حدود 2000 متر مربع نمایشگاه ، در هوای آزاد است.

فعالیت های نوع دوم با دینامیزم بیشتر زمینه های مختلفی را شامل می شود:
* سالن بزرگ انتشارات و آخرین فعالیت ها ، همجوار کتابخانه ، جائیکه مراجعه کننده کلیه ی روزنامه ها ، مجلات ، گزارش های سراسر دنیا و همینطور آخرین کتاب های چاپ شده را در دسترس خواهد داشت.
* مرکز نوگرایی های صنعتی که به شهر سازی ، معماری ، طراحی صنعتی ، گرافیک و…. تخصیص داده شده و با برگزاری نمایشگاه هایی در این محل ، بیننده بهتر در جریان تحولاتی که هر دوره در جریان است قرار می گیرد. ازطرف دیگر مدارک کاملی در زمینه ی تولیدات مصرفی در اختیار مردم خواهد بود و تحقیقات گوناگونی در زمینه ی برنامه ریزی جهت احتیاجات آینده و طریق جوابگویی به این نیاز ها ، انجام خواهد گرفت.
* گالری هنر های تجربی معاصر ، شامل 1150 متر مربع فضای سر پوشیده و 1000 متر مربع در هوای آزاد که به نمایش مهمترین گرایش های هنری اختصاص داده شده است.
* یک فضای بزرگ نمایشگاه موقتی به وسعت 3500 متر مربع .
* یک مجموعه از سالن های نمایش و تجمع به وسعت 2400 متر مربع.
* یک مرکز تحقیقات "آکوستیک – موزیک" ، این مجموعه را کامل می کند. این مرکز که به وسیله ی موسیقی دان فرانسوی "پیر بولز" اداره می شود ، قطب جاذبه ای خواهد شد برای کلیه ی موسیقی دان ها و پژوهشگران موسیقی ، در این محل مدرن ترین وسائل موسیقی – آکوستیک در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت که هر کدام در نوع خود منحصر به فرد است.
این فهرست از فعالیت ها که به منظور امکان دادن به برخورد انسان و ایده ها به وجود آمده ، به وسیله ی فضاهای ارتباطی و پذیرش با یکدیگر در تماس هستند تا مراجعه کننده در این "معبد هنر" به مسیر دلخواه راهنمایی شود.
به این مجموعه یک کارگاه و محل نگهداری برای بچه ها و آخرین طبقه یک رستوران و یک کافه تریا با دید وسیع وخاص خود بر پاریس ، اضافه می شود. این ساختما با کلکسیون هایی که در اختیار دارد، به تدریح به بزرگترین موزه ی هنرهای معاصر دنیا تبدیل خواهد شد.

طرح انتخاب شده


با انتخاب طرح برنده و مشخص شدن اساس فرم معماری ، وظیفه ی بعدی برنامه ریز در رابطه با هدف های بیشمار موجود و جدید ، به مرحله ی نهایی در آوردن طرح دقیقی بود، قابل اجرا و روشن کننده ی کلیه ی مراحل اجرائی که در آن مفهوم معماری مورد نظر با پیچیدگی عملکرد عناصر مورد مطالعه قرار می گیرد.
ساختمان بر اساس طرح برنده ، به صورت حجم عظیمی نتیجه شده بود که انعطاف پذیری داخل به وسیله ی تجهیزات متحرک و متنوع تامین می شد.به دلیل تبادل عملکرد بین این تجهیزات که در اثناء زندگی این مرکزتغییر فرم ومکان می دهد، لزوم یک هماهنگی در یک سیتم واحدانعطاف پذیر مورد مطالعه ی دقیق برنامه ریز قرار گرفت.
هدف طراحان ایجاد مرکزی بود که انسان ، با علاقه به آنجا رفت و آمد کند و با میل در آنجا توقف نماید به این منظو ایجاد اتمسفر "خانه ی باز" که در داخل هدف طراحان بود، قرار بود دردر خارج بنا نیز به کمک نما سازی بدست آید.
ولی به نظر می آید که این مساله با مساحتی که برای پروژه در نظر کرفته شده بود در تضاد بود. (100000 متر مربع زیر بنا و تاثیر آن بر حجم ساختمان)
بسیاری از طراحان شرکت کننده ، تمام مساحت زمین موجود را زیر بنا قرار داده بودند، تا از به وجود آمدن حجم های بزرگ و نامطبوع نسبت به محیط اطراف جلو گیری کنند.
"پیانو" و "راجرز" با طرح خود راهی مخالف این راه را دنبال کردند. طرح پیشنهادی آنها فقط نصف زمین مورد استفاده را زیر بنا گرفته بود.آنها با قرار دادن مساحت وسیع روی یکدیگر موفق به بدست آوردن فضای بزرگ و بازی شدندکه فعالیت های ناگهانی را در محوطه ی سرباز "پیاتزا" و در داخل ، امکان پذیر می ساخت و از طرفی با فرو رفتگی بنا در زمین اطراف ، موفق به تداخل در قسمت بیرونی و درونی بنا نیز شدند.
طرح ، تشکیل شده از حجم عظیمی از فلز وشیشه و ضمن داشتن سادگی خاصی در ایده ی کلی ، دنیاییست از ریزه کاری ها و جزئیات مطالعه شده.
اسکلت ساختمان ، ساده و قابل مشاهده ، از خارج است و در قسمت نما ها به وسیله ی شبکه های فلزی پوشیده شده است. پوشش دهانه های 48 متری اجازه میدهد که سطح هایی به وسعت 550 تا 7500 متر مربع ، بدون هیچ اسکلت داخلی در دسترس فعالیت های مختلف قرار گیرد.

تشریح ساختمان

مرکز ملی هنر و فرهنگ ژرژ پمپیدو از نظر کنرکسیون ، به دو قسمت متفاوت تقسیم می شود :
1. بخش زیر بنای ساختمان بتن آرمه و کاملا کلاسیک.
2.بخش اسکلت اصلی ساختمان ، فلزی و برعکس حالت اول یک مطالعه ی کاملا نو.
بخش اول ، شامل سه طبقه جهت تاسیسات و سرویس های مختلف که مستقیما در زیر ساختمان قرار دارد ، و شش نیم طبقه جهت پارکینگ که در زیر حیاط جلوی ساختمان حفر شده است. اسکلت این بخش از ستون و دال بتن آرمه استو تا طبقه ی همکف ساختمان از ستون و پوتر های پیش ساخته ، اجرا گردیده است. فونداسیون اسکلت فلزی که شامل 14 جفت دیواره ی بتن آرمه به ابعاد یک متر در 9 تا 11 متر است ، از این بخش عبور کرده و باری حدود 15000 تن را حمل می کند.
بخش دوم ف اسکلت اصلی ساختمان ، با ظاهری بسیار ساده و واضح ، بر اساس تکنیکی کاملا پیشرفته با فواصل 8/12 متر است . ستون ها پر و از فلز قالب گیری شده به قطر 850 میلیمتر و ضخامت دیوار ستون از 40 تا 85 میلیمتر متفاوت است . این ستون ها از سه المان ساخته شده اند:
المان اول که حکم پایه ی زیرین را دارد ، تا ارتفاع 5 متری بالا می آید.
المان دوم به طول 23 متر به وسیله ی یک اتصال مفصلی بر روی المان اول قرار می گیرد.
المان سوم به طول 21 متر بر روی المان دوم جوش خورده است.
پوتر ها به شکل خرپا هر یک به وزن 70 تن به طول 45 متر وارتفاع سه متر در کارخانه ی کروپ آلمان ساخته شده است. محور فوقانی پوپر از دو لوله ی تو خالی به قطر 419 میلیمترو فاصله ی ( محور تا محور ) 500 میلیمتر و محور تحتانی پوتر از دو میله ی ( توپر ) به قطر متغیر 160 تا 225 میلیمتر تشکیل شده است.
یکپارچگی پوتر به وسیله ی میله های تو پر در جاهای کششی و لوله های تو خالی برای قسمت های فشاری که دو محوررا به یکدیگر متصل می سازند، تامین می شود. بار وارده بر پوتر ها به وسیله ی یک اتصال مفصلی با المان هایی به نام ژربرت * که جدار ثانی بنا را نیز تحمل می کنند ، به ستون های اصلی منتقل می شود. این امان ها به وزن 15 تن و به طول 8 متر از فلز یکپارچه ی قالب گیری شده تهیه گردیده است.

فشار های جانبی از سه جهت اصلی خنثی می شوند :
در جهت عرضی ساختمان بر روی دیوار اصلی ، توسط سه محور عمودی مثلث شکل، هر یک ، محود فوقانی پوتر هر طبقه را به محور تحتانی پوتر طبقه ی دیگر متصل می کند.
در جهت طولی ساختمان به صورت ضربدر و متصل به دماغه ی خارجی ژربرت بین هر دهانه و به ارتفاع هر دو طبقه.در جت افقی ساختمان در هر دو طبقه و در دو محور ، یکی محور های ژربرت و دیگری دماغه ی خارجی انها را به یکدیگر مرتبط می سازد.